بدون عنوان
سلام پسر یکی یدونم عزیزم تو این مدت که نبودیم درگیر اساس کشی بودیم از وقتی هم جابه جا شدیم همش در حال گشت و گذار بودیم نتونستم پست جدید بزارم حالا بریم سراغ اتفاقات و عکس های این مدت...
علی جونم مامانی فدات بشه دیگه واسه خودت آقایی شدی تقریبا یه ماهی میشه که تو اتاق خودت میخوابی و اصلا سر این موضوع اذیت نکردی خودت وقتی خوابت میاد چه ظهر چه شب میری قشنگ میخوابی ...غدا خوردنتم همین طور از وقتی خودت میخوری احساس میکنم اشتهاتم بهتر شده خدایا ممنونم به خاطر پسر گلی که بهم دادی...
چون عکسامون زیاده زیر هر عکس توضیحشو مینویسم...


17 خرداد تولد یک سالگی رها جون بود که رفته بودیم شماهم عاشق تولدی کلی بهت خوش گذشته بود...


یه شب که بابایی به درخواست شما مهمونمون کرده بودپیتزا...


عزیزم من عاشق بازار سر پوشیده ام چند وقت پیشم رفته بودیم بازار رفتیم اونجا چند تا عکس هم ازت گرفتم یادگاری بمونه...

یه شب دیگه شاه گلی...


باغ پدر جون از نمای پشت بام درختای پر شکوفه عالی بودن...

پسرم از بازی کردن خسته شده رو چمنا دراز کشیده ...

تو باغ هم دست از کارتون دیدن برنمیداری فقط شبکه پویا میبینی تو خونمونم که هستیم میگی مامان بریم باغ من شبکه پویا ببینم

تو باغ از خستگی خوابت برده...

مامان فدای اون خندت بشه ...

این عینکم از تو وسایلای پدر پیدا کردی خیلی خوشت اومده بود ازش...



تو مسیری که میریم باغ یه سد آب هست که هر دفعه یه سری هم به اونجا بزنیم شما آب بازی کنی...


علی جونم با لیانا خانم ناز بلا شهر بازی لاله پارک...
وایییی مامانی چقدر عکس جامونده داشتیم فکرکنم واسه این پست کافی باشه زود زود با عکسای جدید برمیگردیم



بدون عنوان 
